السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

670

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

ايام كودكى ابو طالب عموى گرامى حضرت براى اين نوزاد مبارك دايه‌اى گرفت به نام حليمه سعديه . حليمه حضرت را شير داد و تا پنج سال او را بزرگ كرد . از آن پس ام ايمن حبشى كه كنيز عبد اللّه بود و نامش بركه بود حضانت و نگهدارى حضرت را به عهده گرفت . اما چندى نگذشت كه وقتى كه با مادر به مدينه براى زيارت آرامگاه پدر و خويشاوندان رفته بودند ، پس از يك ماه اقامت در مدينه ، هنگام بازگشت ، مادر حضرت نيز بيمار شد و در محلى به نام ابواء از دنيا رفت . هنوز مدتى از اين حادثه اندوه بار نگذشته بود كه مصيبت بزرگترى بر حضرت وارد آمد و حضرت سرپرست و جد بزرگوار خود عبد المطلب را نيز از دست داد ، عبد المطلب هنگام رحلت ، حضرت را به ابو طالب عليه السّلام سپرد و حضرت تحت سرپرستى اين عموى بزگوار خويش بزرگ شدند . شكل و شمايل از آن جائى كه ما از ديدن جمال حضرت بىبهره‌ايم . لازم است حداقل تصويرى از آن جناب در ذهن خود ترسيم نمائيم . لذا در ده جمله تصويرى از آن حضرت ارائه مىشود : 1 . سر مبارك حضرت بزرگ بود . 2 . حضرت از ميانه به بالا اندكى بلندتر بود . 3 . صورت مبارك حضرت سفيد و نورانى و گشاده‌پيشانى بودند . 4 . ابروان وى باريك و كمانى و كشيده بود . 5 . بينى آن جناب باريك ، كشيده و ميان آن اندكى برآمدگى داشت . 6 . دندانهاى حضرت سفيد و برّاق و نازك و گشاده بودند . 7 . تمامى اعضاء بدن متعادل و سينه و شكم مباركش برابر يكديگر بودند . 8 . دو كتف مبارك پهن و به اصطلاح ، حضرت چهار شانه بودند . 9 . حضرت داراى گردنى بلند ، سفيد و صيقلى بودند . 10 . انگشتان حضرت كشيده و بلند بودند . « 1 »

--> ( 1 ) - زندگانى چهارده معصوم ، ص 73 و منتهى الامال ، ج 1 ، ص 52 و 53